دومین جلسه هماهنگی با همراهان یاس سیستم

گروه شرکت های آرک به منظور اطلاع رسانی در خصوص طرح های ایجاد شده در راستای توسعه بازار و همچنین آموزش امکانات و قابلیت های یاس سیستم، دومین جلسه هماهنگی با نمایندگان و همراهان یاس سیستم را در دفتر مرکزی برگزار نمود.

در این گردهمایی که با حضور مدیران ارشد گروه آرک و همچنین پروفسور نجاتی و خانم دکتر رازقی به همراه برخی از همراهان و نمایندگان استانی یاس سیستم برگزار گردید در ابتدای جلسه آقای مهندس طباطبایی مدیر عامل گروه آرک هدف از تشکیل گردهمایی را برای همراهان و نمایندگان استانی تشریح کرد و هماهنگی در اجرای طرح های برنامه ریزی شده به منظور آشنایی هر چه بیشتر صاحبان کسب و کارهای کوچک با امکانات و ویژگی های یاس سیستم را از اصلی ترین اهداف این گردهمایی برشمرد.

در ادامه جلسه، آقای مهندس الهیان مدیر توسعه بازار گروه آرک ضمن معرفی امکانات و قابلیت های جدید یاس سیستم برای همراهان و نمایندگان استانی به برخی از مهمترین ویژگی های یاس سیستم برای صاحبان کسب و کارهای کوچک از جمله دسترسی به اطلاعات از طریق پیامک (SMS) اشاره نمود.

در ادامه، آقای مهندس رشیدی مدیر محصول گروه آرک به معرفی رسانه های یاس سیستم از جمله سایت ها ، کانال تلگرام ، اینستاگرام و لینکدین اشاره نمود.

در خلال جلسه به منظور ارتباط روانتر همراهان یاس سیستم با یکدیگر و مدیران ارشد گروه آرک، مسابقه فوتبال دستی در محیطی بسیار صمیمی و دوستانه برگزار گردید .

در ادامه جلسه، پروفسور نجاتی و خانم دکتر رازقی از مشاورین گروه آرک در زمینه توسعه بازار، اصول صحیح شناخت نیازمندی مشتریان و بازار هدف و لزوم ایجاد بسترهای لازم در این خصوص را یادآور شدند و تاکید نمودند کسب رضایت مشتریان از اهداف اصلی گروه آرک بوده و تمامی طرح های برنامه ریزی شده در شرکت آرک در همین راستا و بر همین اساس می باشد و نمایندگان استانی گروه آرک می بایستی با رعایت دقیق دستورالعمل های تدوین شده و ارائه خدمات متفاوت در این مسیر بیش از پیش گروه آرک را همراهی نمایند.

در انتهای جلسه آقای مهندس محمد طباطبایی رییس هیات مدیره گروه آرک ضمن معرفی اهداف شرکت برای توسعه محصولات نرم افزاری در راستای نیازمندی مشتریان و شرکت ها از حاضرین در این گردهمایی تقدیر نمود و گواهینامه نمایندگی را به نمایندگان و همراهان یاس سیستم ارائه نمود.

چگونه به مشتریانی که بر سر قیمت چانه می زنند بفروشیم؟

خیلی از ما هنگام خرید یک کالا دائما به فکر قیمت آن هستیم و بعضا کیفیت را در اولویت پایین تر قرار می دهیم. خوب البته این هم طبیعی است چون هر شخصی علاقه مند است با پول کمتر منافع بیشتری کسب کند. اما مشکل زمانی رخ می دهد که مشتریان به صورت افراطی و طولانی شروع به چانه زدن بر سر قیمت با فروشنده می کنند و این منجر به کلافه شدن فروشنده می شود و فروشندگان همیشه از این موضوع گله مندند که وقت و انرژی زیادی را باید برای چانه زدن با این مشتریان صرف کنند. اما فروشندگان باید بدانند که همیشه حق با مشتری است. حال سوال فروشندگان این است که در مقابل این مشتریان چه باید کرد که هم فروش با قیمت مورد نظر ما صورت گیرد و هم مشتری را از دست ندهیم؟ برای جواب به این سوال اول باید بدانیم خریداران به چه دلایلی چانه می زنند.

خریداران به علل زیر با فروشنده در مورد قیمت چانه می زنند:

۱-      آنها محصول را نمی خواهند

۲-      آنها استطاعت خرید محصول را ندارند

۳-      آنها فکر می کنند که محصول خیلی گران است

۴-      آنها می خواهند برای رسیدن به قیمت پایین تر مذاکره کنند

۵-      آنها می خواهند مطمئن شوند که بهترین معامله را انجام دهند

۶-      سیاست شرکت آنها این است که در رابطه با قیمت مذاکره شود

۷-      آنها محصول ما را با دیگر محصولات ارزانتر مقایسه می کنند

۸-     آنها به دنبال یک راه برای معذرت خواستن وگریز از خرید هستند

 

کاری که فروشنده در هنگام اعتراض مشتری به قیمت باید انجام دهد این است که ابتدا بفهمد مشتری به کدامیک از دلایل اشاره شده در بالا از قیمت ناراضی است سپس برای حل آن، راهکار مخصوص آن مشکل را با صبر و اخلاق خوب برای مشتری ارائه کند.

دلیل اول: مشتری محصول را نمی خواهد

در اینجا مشتری محصول را نمی خواهد اما قیمت را بهانه می کند. شما در این حالت باید از مشتری بپرسید که اگر کالا را با قیمت مورد نظر او ارائه کنید آیا از شما خرید می کند؟ اگر جواب مشتری بله بود مشخص است که مشکل بر سر قیمت است. اما اگر جواب خیر بود مشخص می شود که خرید نکردن مشتری دلیل دیگری دارد. در اینجا شما باید با سوال دیگری علت خرید نکردن را جویا شوید و وقتی که مشتری گفت که این کالا را نمی خواهد یا علاقه ای به خرید آن ندارد یا به این کالا علاقه ای ندارد شما باید بپرسید شما چه انتظاری از یک کالا دارید؟ یا چه چیزی را در این کالا نمی پسندید؟ اگر نکاتی را که خریدار گفت درست بود شما کالای دیگری که مطابق خواست مشتری است به او معرفی کنید و اگر که نکاتی که خریدار گفت اشتباه بود با خونسردی سوءتفاهمات مشتری را برطرف کنید و برداشت های مشتری را اصلاح کنید. با اطلاعاتی که توسط خود مشتری درباره نیاز هایش پیدا کردید کالای جدیدی به او معرفی کنید. از خصوصیات آن کالا که می تواند خواسته های مشتری را به بهترین شکل برطرف کند بگویید سپس از مشتری دعوت به خرید کنید .

دلیل دوم: آنها استطاعت خرید محصول را ندارند

در این حالت شما باید شرایطی راحت تر برای پرداخت آنها در نظر بگیرید. مثلا به مشتری بگویید اگر من بتوانم قیمت این محصول را در سه قسط از شما بگیریم شما خرید می کنید؟ و یا کالایی با قیمت پایین تر به او معرفی کنید. مثلا کالایی با جایگاه برند پایین تر که قیمت کمتری دارد را به او پیشنهاد کنید. اگر چیزی را که شما می فروشید شبیه املاک و مستغلات است به مشتری بگویید که می تواند روی وام مسکن حساب کند یا سال اول که خانه را خرید آنرا رهن دهد. بطور عمده در این حالت شما باید با اطلاع از استطاعت خریدار را ه هایی که پرداخت را برای خریدار آسانتر می کند به او پیشنهاد کنید و سپس از او دعوت به خرید کنید.

حالت سوم: مشتری فکر می کند که محصول خیلی گران است

این وضعیت معمولا برای اجناس و کالا های مرغوب با برند معتبر اتفاق می افتد. شما باید این اطمینان را به مشتری بدهید که در قبال این خرید منافعی بیش از پرداخت نصیبش می شود و در این حالت به مشتری بگویید آیا شما علاقه مندید محصولی ارزانتر بخرید اما مدت زمان کمی از آن استفاده کنید؟ آیا شما حاضرید محصولی به قیمت ارزانتر بخرید اما دائما نگران تعویض قطعات آن باشید ؟ به مشتریان بگویید توجه کرده اید چرا با اینکه این محصول ما از رقبا گرانتر است باز هم مشتریان از ما خرید می کنند؟ چون ما در کیفیت اجناسمان به مشتری اطمینان خاطر می دهیم و به او راحتی خیال در مصرف بلند مدت را اعطاء می کنیم. بطور عمده در این وضعیت شما باید کالای خود را دارای کیفیتی بالا تر نسبت به سایر کالاها نشان دهید و مزایایی که منجر به معقول شدن قیمت شما در مواجهه با محصول رقیب می شود را برجسته سازید. از مصائب و مشکلات کالاهای ارزان و بی کیفیت بگویید. این عمل خود به خود مشتری را از لحاظ روانی قانع می سازد که پرداختن مبلغی بالاتر به دردسر خرابی و بی کیفیتی وکارایی پایین محصول ارزان تر می ارزد.

حالت چهارم: آنها می خواهند برای رسیدن به قیمتی پایین تر مذاکره کنند

در این حالت کار کمی راحتر است. چون مشتری به خرید کالا تمایل دارد و برای همین هم شروع به پایین آوردن قیمت می کند چون خواهان خرید کالاست اما می خواهد از شما تخفیف بگیرد. کاری که شما باید بکنید این است که زمانی که زیرکانه علاقه خریدار به محصول را فهمیدید به راحتی از قیمت پایین نیایید. اگر شما راحت تخفیف دهید این معنی به ذهن خریدار متبادر می شود که کالای شما ارزش پایینی دارد و او نیز به همین علت اصرار مجدد به تخفیف بیشتر و بیشتر می کند تا جایی که این فروش برای شما سود مناسبی به به همراه نداشته باشد پس هیچوقت در این حالت به سادگی تخفیف ندهید و در مقابل هر تخفیف یا امتیازی که می دهید چیزی از مشتری طلب کنید. مثلا به مشتری بگویید اگر من بتوانم کالا را به قیمت مورد نظر شما بدهم شما پول را نقد پرداخت خواهید کرد؟ و همینطور باز هم از ویژگی های خوب محصول خود برای مشتری بگویید تا این پیام را به مشتری مخابره کنید که این کالا چون با کیفیت است دارای این قیمت است و امکان تخفیف وجود ندارد سپس از مشتری دعوت به خرید کنید.

حالت پنجم : آنها می خواهند مطمئن شوند که بهترین معامله را انجام می دهند

انسان ذاتا دوست دارد که اعمالش از جانب دیگران تایید شود این حالت هم از این نیاز ذاتی سرچشمه می گیرید. معمولا این خریداران محصول را می خواهند اما با زبان بی زبانی می گویند که چیزی به ما بگویید که خرید ما بهترین تصمیم جلوه کند و با پولی که ما پرداختیم بهترین نصیبمان شود. در اینجا فروشنده باید در مقام یک روانشناس تمام عیار وارد عمل شود و ذهن خریدار را مهندسی کند چون این حالت بیش از آنکه یک احساس و نیاز اساسی باشد یک نیاز ذهنی - روانی است که از نیاز به تشویق  و تایید شدن سرچشمه می گیرد. اما بهترین روش برای فروختن به چنین مشتریانی این است که از مشتری بپرسید که به نظرش این کالا چه مزایای دارد؟ در این موقع مشتری شروع می کند به برشمردن ویژگی های خوب کالا مثلا می گوید خانه نقلی و قشنگی است منظره ودید زیبایی دارد نوساز است دارای درب الکترونیک است و ... شما در این حالت خوب به حرف های خریدار گوش می کنید و با تکان دادن سر حرف های او را تایید می کنید بدین ترفند شما توسط خود مشتری مزایای کالایتان را بر می شمارید سپس چند تایدیه از مشتریان قبلی تان که قبلا با شما معامله کرده اند را به مشتری نشان دهید تا بداند که خریداران قبلی از معامله با شما رضایت دارند. این حرکت در حکم تیر خلاص است که به سمت هدف می زنید سپس از مشتری در خواست خرید کنید مطمئن باشید که کالای شما دیگر فروش رفته.

حالت ششم: سیاست شرکت آنها این است که در رابطه با قیمت مذاکره شود

گاهی اوقات مشتری شما یک شرکت است نه یک فرد. فروش به شرکت کمی مهارت بیشتری می خواهد چون معمولا در تیم خریدی که برای معامله پیش شما می فرستند کارشناسان فنی و کارشناسان خرید تواما با هم و در کنار هم هستند. خوب مذاکره درباره قیمت برای این شرکت ها بخش مهمی از فرآیند خرید است پس جلسه سختی دارید و باید هر چه در چنته دارید رو کنید بنابر این چند مورد را رعایت کنید: ۱- با اطلاعات کامل از محصول و ویژگی های فنی آن به سر جلسه بروید همینطور از محصولات رقبا نیز اطلاعات کاملی داشته باشید. ۲- لیستی از ویژگی های منحصر به فرد محصولتان را به خاطر بسپارید تا بتوانید روی آنها مانور بدهید. ۳- به هیچ وجه به آسانی از قیمت کالا یتان پایین نیایید و سریع قیمت پیشنهادی را نپذیرید زیرا این عمل کالای شما را بی ارزش نشان می دهد همچنین در ازای هر تخفیفی امتیازی از خریدار بگیرید. ۴- در پرداخت انعطاف پذیر باشید تا به جای تخفیف شرایط پرداخت مناسب تری برای آنها در نظر بگیرید. ۵- اما مهمترین قسمت؛ با کسب اطلاع از فعالیت های شرکت خریدار ببیند مهمترین نیاز آنها به این محصول چیست؟ بگذارید مثالی برایتان بزنم؛ یک شرکت راهسازی نیاز به ماشین آلات سنگین راه سازی داشت. پس از توافق اولیه تیم خرید شرکت راهسازی، قرار جلسه ای را با فروشنده برای آخر هفت ترتیب داد. فروشنده به سرعت در پی کسب اطلاعات از فعالیت های شرکت راهسازی برآمد. در جریان کسب اطلاعات متوجه شد که این شرکت شرکتی پیمانکاری است که اکثرا در مناطق سردسیر و صعب العبور و گردنه ها اقدام به ساخت جاده می کند. با اطلاع از این موضوع با واحد تولید کارخانه ای که در آن کار می کرد تماس گرفت و پرسید که آیا این واحد قادر است بر روی ماشین آلات سیستم حرارتی مدرن و مناسبی مخصوص مناطق سرد ویخبندان نصب کند؟ همچنین محل نگهداری گازوئیل را را طوری طراحی کنند که در سرد ترین حالت آسیبی نبیند و یخ نزند؟ واحد تولید جواب مساعد داد. آخر هفته شد. فروشنده سر جلسه حاضر شد و پس از مدت زمان زیادی که از جلسه گذشت شرکت راهسازی آخرین قیمت پیشنهادی اش را اعلام کرد و گفت فقط در این قیمت است که حاضر به خرید ماشین آلات است در این لحظه بود که فروشنده برگ برنده اش را رو کرد و گفت ماشین آلات ما مجهز به سیستم گرمایشی بسیار مدرن است و همچنین دارای باک کاملا مقاوم در برابر سرماست و روی این مزیت حسابی مانور داد. تیم خرید که از این مزیت بسیار شگفت زده شده بود قرار داد را به قیمت مورد نظر فروشنده امضا کرد و به این ترتیب فروشنده، معامله ای به ارزش میلیون ها تومان را جوش داد. پس احاطه و اشراف کامل اطلاعاتی در هنگام معامله با تیم خرید و شناسایی نیاز های به خصوص شرکت و مانور دادن روی آن، رمز پیروزی در فروش است.

حالت هفتم: آنها محصولات ما را با محصولات ارزانتر مقایسه می کنند

این پدیده یک موضوع طبیعی است. همیشه خریداران کالاها را با هم مقایسه می کنند و معمولا در تعارض بین انتخاب و خرید یک کالا و کالای دیگر دست به مقایسه می زنند. اما چیزی که مهم است این است که الان مشتری نزد شماست و شما این فرصت را دارید که مشتری را ترغیب به خرید کالای خود کنید.

پس از معرفی محصول و ارزیابی آن توسط مشتری ممکن است او به شما بگوید که کالای دیگری را در فروشگاه دیگری دیده که قیمت ارزانتری نسبت به کالای شما دارد. مثلا فردی را در نظر بگرید که خواهان خرید یک لباسشویی است و پس از دیدن محصول شما به شما می گوید که در فروشگاه دیگری لباسشویی با قیمت پایین تر مشاهده کرده. در این لحظه شما اصلا نباید دستپاجه شوید بلکه باید باید با آرامش مزایای کالای خود را به مشتری توضیح دهید به مشتری بگویید که تفاوت صد و بیست هزار تومان در قیمت با اهمیت تر است یا آنکه لباسشویی ای را بخرید که دارای سر و صدای زیادی است؟ یا به او بگویید که اگر کالای ما گرانتر است به این دلیل است که دارای دوام بالا وکارکرد طولانیست و دارای قطعات مقاوم و درجه یک است و او را از لباسشویی ای که قطعاتش مدام خراب می شود و باید برای نصب آن هزینه کند بترسانید و سپس به او بگویید آری قیمت ما بالاترست چون ما از کیفیت کالایمان اطمینان داریم و اینکه این کالا برای شما منافع بلند مدت به همراه دارد. به او بگویید که قیمت چه اهمیتی دارد وقتی کالایی باعث دردسر و اتلاف وقت شما شود؟ بگویید به ریکسش می ارزد به خاطر تفاوتی جزئی در قیمت،کالایی نام مطمئن بخرید؟ همچنین می توانید مثالی بیاورید که چند وقت پیش لباسشویی بی کیفیتی که سیستم برق ضعیفی داشت اتصالی کرد و موجب برق گرفتگی خانم خانه داری شد.

به طور کل در این حالت بهتر است از سیاست چماق وهویج استفاده کنید. یعنی از طرفی معایب و پیامد های منفی خرید کالای بی کیفیت و ارزان را گوشزد کنیم و از طرفی ویژگی کالایمان را به رخ مشتری بکشیم در این حالت مشتری قانع می شود که کالای شما ارزش قیمت بالاتر را دارد سپس  از او دعوت به خرید کنید.

حالت هشتم: آنها دنبال راهی برای معذرت خواستن و گریز هستند

در این حالت مشتری می خواهد از وضعیت خلاص شود اما مانند حالت اول قیمت را سپر می کند و پشت قیمت سنگر می گیرد در این حالت مانند حالت قبل شما باید خریدار را خلع سلاح کنید و علت اصلی خرید نکردن مشتری را بفهمید. برای اینکار از او بپرسید اگر این کالا با قیمت مورد نظر شما به فروش برسد آیا شما آنرا می خرید در اینجا خریدار دیگر مجبور می شود که علت اصلی عدم خرید را لو دهد مثلا می گوید فعلا به این کالا نیاز ندارم یا باید با همسرم مشورت کنم یا رنگ این کالا مورد نظر من نیست یا این کالا زیبایی مورد انتظار من را ندارد. وقتی شما علت اصلی را فهمیدید شروع به برطرف کردن مشکل می کنید خواه با پیشنها کالایی دیگر باشد یا تعویض رنگ یا تعیین قرار ملاقات بعدی که خریدار با همسرش حضور پیدا کند.

در انتها لازم است این را تاکید کنم که در همه حالت های بالا فروشنده ابتدا علت اصلی بحث و اختلاف خریدار را فهمیده و سپس شروع به اقناع مشتری در آن مورد بوسیله تعریف از ویژگی های محصول می کند. در تمام موارد بالا مانور دادن روی ویژگی های مثبت محصول و رفع ابهام و سپس درخواست خرید کردن؛ مهمترین ابزار در دست فروشنده برای موفقیت در اتمام معامله است .

در کسب و کارهای کوچک همه چیز وابسته به برند است

امروزه همه چیز برای کسب و کارهای کوچک بستگی به برند دارد. در واقع برند سازی بخشی حیاتی از استراتژی بازاریابی هر کسب و کاری را تشکیل می دهد – خواه این کسب و کار بصورت آنلاین اداره شود یا آفلاین. بنابراین یک کسب و کار کوچک چگونه به سراغ توسعه یک برند واقعا موثر می رود؟

یک کسب و کار کوچک چگونه آگاهی از برند خودش را چگونه افزایش می دهد؟ در این مطلب راهکار هایی را در رابطه با ساخت و توسعه برند در کسب و کارهای کوچک برای مدیران پروژه بازاریابی و دیگر صاحبان کسب و کار بطور خلاصه شرح می دهیم:

بازاریابی محتوا:

علاوه بر برندینگ، یکی از مهمترین عواملی که امروزه در رابطه با استراتژی بازاریابی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است، بازاریابی محتوا است. البته باید به این نکته توجه داشته باشید که این راهکار بیشتر می تواند برای آن دسته از کسب و کارهایی مفید واقع شود که دارای فعالیت آنلاین می باشند. نگاهی به وبسایت خودتان داشته باشید. چه احساسی از آن دارید؟ اگر بجای یکی از مشتریان خودتان بودید، آیا این سایت و محتوا درج شده بر روی آن برای شما جذابیت داشت؟

آیا بیشتر از ۳۰ ثانیه بر روی هر یک از صفحات آن متوقف می شدید؟ آیا محتوای خودتان را مطالعه می کردید؟ اگر به هر یک از این سوالات پاسخ منفی داده اید، پس دیگر زمان آن رسیده که بازدید و بررسی مجددی از استراتژی بازاریابی محتوای خود داشته باشید. شاید اصلا از چنین چیزی برخوردار نباشید. خوب بگوئید چگونه یک چنین استراتژی را ایجاد می کنید! مخاطب هدف خود را بشناسید، و توجه کنید که چگونه می توانید با ایجاد کردن یک مزیت رقابتی آن را نسبت به دیگر سایت ها متمایز کنید.

 ایجاد یک وبلاگ با استفاده از برند خودتان:

از آنجائیکه دنیای امروز پیوسته به سمت دنیای آنلاین در حال حرکت است، در مورد بعدی هم باز یک استراتژی در رابطه با بازاریابی آنلاین را انتخاب کرده ام. ایجاد یک وبلاگ و بازاریابی مطالب و محتوا درج شده در آن دست در دست هم در کنار بازاریابی محتوا قرار می گیرد. محتوای شما باید در صنعت و حوزه کسب و کار شما دارای ارزش و طرفداران زیادی باشد، باید در مورد موضوعاتی بنویسید که در عین جذابیت مرتبط با کسب و کار شما باشد، اما همچنان باید متمرکز بوده و در نظر مخاطب هدف شما جذاب باشد. زمانی که بازدید کننده گان شما اقدام به خواندن محتوای شما می کنند، باید انتظار داشته باشید که به خود اینگونه بیاندیشند: “این مطلب چگونه به من کمک می کند؟”، “این اطلاعات چگونه به من مرتبط می شود؟” اگر نظر خواننده در رابطه با این مطالب شما مثبت باشد، آنگاه باز هم به وبسایت یا وبلاگ شما باز می گردد.

لحن و سبک:

در حالیکه لحن و سبک نگارش محتوا بطور کامل در ارتباط با محتوای بازاریابی آنلاین می باشد، اما در مجموع می توان گفت که با کلیت کسب و کار شما و به طور کلی هر کسب و کاری در ارتباط می باشد. شخصیت کسب و کار شما به چه صورتی است؟ آیا با مشتریان خود ارتباطی دوستانه دارید؟ آیا محتوایی مبتنی بر طنز و سرگرمی دارید؟ برای مشتریان خود چه کاری انجام می دهید که دیگر رقبای شما انجام نمی دهند؟ . . . یا حتی برعکس؟

کسب و کار و برند شما باید دارای لحن و سبکی در مجموع هماهنگ در تمامی بخش ها داشته باشد، به گونه ای که قابل تشخیص توسط دیگران باشد و همچنین به اعتبار شما کمک کند. زمانی که تعریف و چارچوبی برای این موضوع تعیین کردید، باید آن را به برند خود گره بزنید و به بازاریابی برند خود اقدام کنید و کاری کنید که برند شما را بشناسند. یعنی به عبارتی باید لحن و سبک بکار رفته در محتوای خود را به کل استراتژی بازاریابی خود چه در سطح آنلاین و چه در سطح آفلاین گسترش دهیم.

آموزش:

زمانی که یک استراتژی تمام و کمال در باب بازاریابی و برندینگ برای خود ایجاد کردید، نوبت به آموزش کارکنان خود می رسد. رهبران فکری شرکت، افراد با نفوذ در بین کارکنان یا به عبارتی رسمی تر مدیران پروژه بازاریابی در این مرحله می توانند وارد شوند تا از نسبت به اطلاع داشتن تمامی کارکنان شرکت از برند سازمان و هدف و . . . آن اطمینان کسب کنند.

این موضوع چرا اهمیت دارد؟ در رابطه با آن بیشتر فکر کنید. کارکنان شما یا حتی مدیران پروژه بازاریابی سازمان شما بطور مستمر در هر روز با مشتریان شما در ارتباط می باشند. بنابراین باید همه آنها از یک لحن و سبک ثابت و هماهنگ در برخورد های خود استفاده کنند. این موضوع باعث بالا رفتن آگاهی مشتریان از برند شما می شود و در نتیجه آنها به خوبی متوجه می شوند که شما که هستید و چه می کنید و چه هدفی را دنبال می کنید.

بطور کل می توان گفت که اغلب دیده شده اکثر کسب و کار های کوچک یا حتی کارآفرینان تنها بر ایجاد مشتری بالقوه و داشتن فروش تمرکز می کنند، تا جایی که فرایند برندینگ را بطور کامل فراموش می کنند. همچنان که پیش از این هم اشاره شد، فرایند برند سازی بخش مهم و حیاتی از استراتژی بازاریابی هر کسب و کار آنلاین و آفلاینی می باشد. نتیجه این کار باید به گونه ای باشد که مشتریان شما با شما به طور مستقیم صحبت کنند و به خوبی بدانند یا در نتیجه این صحبت مستقیم بفهمند که هدف نهایی شما چیست؟ برند شما باید در سراسر محتوای تولیدی شما، از کارت های ویزیت گرفته تا وبسایت، وبلاگ یا حتی سبک برخورد شما منعکس شده باشد.

جزئیات ۱۱۰ شغل سخت و زیان آور در ۱۳ گروه شغلی

محمد حسن زدا معاون فنی و درآمد سازمان تأمین اجتماعی از شناسایی و تصویب حدود ۱۱۰شغل سخت و زیان آور در قالب سیزده گروه شغلی خبر داد.پیش از این تشخیص مشاغل گروه ب به عهده کمیته های پیش بینی شده در آیین نامه بود و این موضوع موجب اعمال سلیقه در مشاغل گروه ب می شد و به همین دلیل بیش از ۱۲۰۰ شغل در کمیته ها به عنوان مشاغل گروه ب رأی داده شده بود. اما پس از بررسی‌های لازم حدود ۱۱۰ شغل در سیزده گروه شغلی احصا و به تصویب شورای عالی حفاظت فنی رسید تا از این به بعد کمیته‌های بدوی ادارات تعاون، کار و رفاه اجتماعی استانها طبق معیار‌های مشخص شده و دستور‌العمل واحد در خصوص درخواست بیمه شدگان برای بازنشستگی بر اساس مشاغل سخت و زیان آور تصمیم‌گیری کنند.

در قانون به صراحت درباره ماهیت و ویژگی‌های مشاغل سخت و زیان آور بحث شده است اما به طور کلی باید گفت که مشاغل سخت و زیان‌آور به دو دسته تقسیم می‌شوند: نخست مشاغلی که ذاتاً جزو مشاغل سخت و زیان آور نیستند به عبارتی مشاغلی که صفت سخت و زیان‌آوری با ماهیت آن شغل وابستگی دارد اما با به کارگیری تمهیدات بهداشتی، ایمنی و تدابیر مناسب از سوی کارفرما می‌توان سختی و زیان‌آوری آنها را حذف کرد مثل تراشکاری و، جوشکاری و….

 

در مشاغل گروه اول که به نام گروه الف شناخته می‌شوند کارفرمایان کارگاه‌های دایرمکلفند ظرف دو سال از تاریخ ابلاغ تصمیم قطعی کمیته یا شورا حسب مورد نسبت به سالم سازی، کاهش آلاینده‌ها، ایمن‌سازی عوامل و شرایط محیط کار مطابق حد مجاز و استاندارد‌های مشخص شده در قانون کار و آیین‌نامه‌های مربوط (مصوب شورای عالی حفاظت فنی) و سایر قوانین موضوعه در این زمینه اقدام کنند.

دوم مشاغلی که ماهیتاً سخت و زیان آورند و با به کارگیری تمهیدات بهداشتی، ایمنی و تدابیر فنی از سوی کارفرما، صفت سخت و زیان‌آوری کاهش یافته اما همچنان سخت و زیان‌آوری آنها حفظ می‌شود مثل غواصی و کار در معادن.

در تطبیق و تشخیص مشاغل گروه (ب) توسط کمیته‌های استانی ماهیت شغل و عدم امکان رفع صفت سخت و زیان‌آوری مطابق بند مذکور ملاک عمل است و خارج از موارد ذیل پس از رعایت ماده ۲ آیین نامه اجرایی و تبصره آن و با تأیید کمیته‌های استانی برابر مقررات می‌تواند جزو گروه (الف) محسوب شود. زدا افزود: در خصوص مشاغل گروه ب تماس و یا کار مستمر در گروه های مورد نظر ملاک بوده لذا مشاغل مدیریتی، سرپرستی، پشتیبانی، خدماتی، اداری، کارشناسی، نظارتی و نظایر آنها که استمرار فعالیت فرد در خارج از محل فعالیت و شرح شغل مشمولین گروه (ب) مشاغل سخت و زیان‌آور است، از شمول گروه مذکور خارج است.

به طور مثال کار در معادن صرفاً کارکنانی که مستقیماً در معادن مشغول فعالیت هستند مشمول گروه ب خواهند بود و اشخاصی که به دلیل ماهیت شغل به طور محدود و یا به دلیل سرکشی به طور موقت یا ساعتی به این مکان ها مراجعه می کنند مشمول این ضوابط نخواهند بود. بجز کارهای در معرض پرتوهای یونساز و مواد رادیواکتیو به تشخیص سازمان انرژی اتمی که مشمول قانون حفاظت در برابر اشعه مصوب مورخ بیستم فروردین ماه ۱۳۶۸ مجلس شورای اسلامی و اصلاحات بعدی آن و سایر قوانین و مقررات مربوطه قرار می‌گیرند،

 

فعالیت‌های گروه (ب) به شرح ذیل هستند:۱- کار در معادن اعم از تحت‌الارضی یا سطح‌الارضی که ایجاب می‌کند کارگر در تونل‌ها و راهروهای سرپوشیده به استخراج بپردازد.

 

۱- کار استخراج شامل جداکردن یا منفجر ساختن مواد از سطح کار، حمل مواد عملیات مربوط به انفجار، اداره تأسیسات آب و برق در داخل معدن و به طور کلی هرگونه مباشرت و نظارتی که ایجاب نماید کارگر در تونل‌ها، راهروها یا میله‌های معدن انجام وظیفه کند.

۲- کار در حفر قنوات، چاه‌ها، فاضلاب‌ها، تونل‌های زیرزمینی و مخازن سربسته.

۳- تخلیه و حمل موادمذاب از کوره‌های مشغول به کار و کار مستمر در مجاورت کوره‌های ذوب به نحوی که کارگر در معرض مستقیم حرارت یا بخارات زیان‌آور متصاعد از کوره باشد.

۴- کارگری که مستقیماً و مستمراً در امر تولید در کارگاه‌های دباغی، سالامبورسازی و روده پاک کنی اشتغال دارد و کار مستمر در گندآبروها – جمع‌آوری، حمل و دفن و بازیافت زباله به صورت غیرمکانیزه

۵- کارگری که مستمراً به امر جمع‌آوری و انتقال، انبار کردن کود (نظافت مستمر طویله، اصطبل، سالن‌های پرورش طیور) در واحدهای دامداری و طیور اشتغال دارد.

۶- کار مستمر و مداوم در فضای باز و در ارتفاع بیش از ۵ متر از سطح مبنا روی دکل‌ها، اتاقک‌های متحرک، داربست‌ها و اسکلت‌ها.

۷- کار مداوم روی خطوط و پست‌های انتقال برق با فشار شصت و سه کیلوولت و بالاتر.

۸- مشاغل شن‌پاشی، پخت آسفالت دستی، قیرپاشی و مالچ‌پاشی.

۹- کار در محل‌های با فشار محیط غیرمعمول از قبیل غواصی.

۱۰- کار مستمر در محیط‌هایی با فشار صوتی بسیار بالا که امکان کنترل یا حذف آن در محیط با حفاظت از دستگاه شنوایی با وسایل حفاظت فردی امکانپذیر نیست.

۱۱- کار در امور سمپاشی باغ‌ها و اشجار و مزارع و ضدعفونی اماکن و طویله‌ها و آشیانه‌های مرغداری در زمان سمپاشی.

۱۲- کارگری که مستقیماً در امر تولید و ترکیب سموم و حشره‌کش‌ها در زمان انجام کار اشتغال دارد.

۱۳- کار با وسایل دارای ارتعاش که با وجود رعایت مقررات حفاظت فنی و ایمنی در حد غیرمعمول باشد و برای سلامتی کارگر زیان‌آور باشد.

 

با توجه به ظرفیت مذکور در آیین‌نامه در صورت ضرورت و پیشنهاد کمیته‌های استانی هر شش ماه یک بار فعالیت‌های مصوب فوق قابل طرح در شورای عالی حفاظت فنی خواهد بود.معاون فنی و درآمد سازمان تأمین اجتماعی درباره شرایط برخورداری از قانون مشاغل سخت و زیان آور برای بیمه شدگان گفت سابقه پرداخت حق بیمه در کارهای سخت و زیان‌آور به هر میزان، قبل یا بعد از اشتغال در مشاغل عادی به ازای هر سال سابقه یک و نیم (۵/۱) سال محاسبه خواهد شد. به گفته وی بیمه‌شدگانی که در مشاغل سخت و زیان‌آور اشتغال به کار داشته‌اند، به یکی از حالات زیر می‌توانند از مزایای بازنشستگی وفق قانون مذکور بهره‌مند شوند.

 

الف – افرادی که حداقل ۲۰ سال متوالی یا ۲۵ سال متناوب در کارهای سخت و زیان‌آور (مخل سلامت) اشتغال داشته باشند و حق بیمه مدت مزبور را به صندوق پرداخته باشند، می‌توانند تقاضای بازنشستگی کنند.

 

ب – کسانی که فاقد شرط سابقه مقرر در بند الف بوده، لیکن متقاضی استفاده از سایر بازنشستگی مقرر در ماده ۷۶ قانون تأمین اجتماعی و تبصره‌های ذیل آن بوده و حداقل یک سال در کارهای سخت و زیان‌آور اشتغال به کار داشته باشند، هر سال سابقه پرداخت حق بیمه آنان در کارهای سخت و زیان‌آور یک سال و نیم محاسبه خواهد شد.

پیش شرط های گذار از مدیریت سنتی به مدرن چیست؟

درحالی که دنیا به سوی جهانی شدن پیش رود و تکنولوژی به سوی “فرا مدرن” می تازد، نظام مدیریت اقتصادی-صنعتی نیز بایستی تحول یابد و خود را هم تراز با پیشرفت ها و نوآوری ها درگون کند، نوآوری ها را تا جایی که بر پیکر فرهنگ ملی زیانی وارد نکند بپذیرد و یا آن را تطبیق دهد و در چارچوب برنامه ای دراز مدت، که در آن کوتاه مدت و میان مدت نیز به طور دقیق مشخص هستند، گام های اجرایی را برای رسیدن به هدف نهایی مشخص نماید و تنها تحت شرایطی ویژه از برنامه تدوین شده عدول کند که آن هم باید استدلال علمی-اجرایی داشته باشد.

برنامه های اقتصادی-صنعتی کشورمان متاسفانه هر روز به شکل و شمایل جدیدی عرضه می شوند و کسی نمی داند سر و ته این ریسمان کجاست دقیقا در چه شرایطی هستیم و به چه اهدافی می خواهیم دست یابیم و برای رسیدن به این اهداف چه باید کردها کدام اند. چه باید کردهایی که فقط ریشه اقتصادی-صنعتی ندارند، بلکه ریشه سیاسی نیز دارند و شیوه ها و گونه های رفتاری چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی را برای دستیابی به آن اهداف تعریف می کنند و چون دستورالعملی خواهد بود برای همگان که در این مقوله ها دخیل هستند و کسی هم نباید از این دستورالعمل عدول کند، زیرا برنامه ها خدشه دار می شوند.

نقد برنامه های اقتصادی-صنعتی در ایران کار دشواری نیست، لیکن خیلی سریع به عرصه فراموشی سپرده می شود. اگر در یک بررسی اجمالی، مدیریت هوشمند و شیوه های نوین مدیریت را ارایه کنیم، آن وقت افراد مسئول و اساتید امور اقتصادی-صنعتی به تفکر بیشتری واداشته می شوند که ما امروز در کجا هستیم و آیا آمادگی آن را داریم که به سوی هدف های آتی پیش رویم؟ نخست لازم است اشاره شود که دوران مدیریت های سنتی و از بالا به پایین در همه عرصه های زندگی چه این امور فرهنگی، ادبی، اجتماعی باشد، چه سیاسی، اقتصادی و امثالهم و چه در زندگی خانوادگی به پایان رسیده است.

در دنیای مدرن و پیشرفته، نظام مدیریت تدریجحا از هیرارشی (Hierarchy) به نظام هترارشی (Heterarchy) تبدیل شده است یعنی هرم تصمیم گیری تبدیل به یک طیف شده که در آن بدون اینکه مسئولیت ها لوث شوند، تصمیم ها با همدلی و مشترک اندیشی (Mutualismus) گرفته می شوند و برای پارازیت ها (Parasite) که از قبل دیگران استفاده می برند جایی وجود ندارد.

گذشته از اینکه اتخاذ تصمیم بر اساس همدلی و مشترک اندیشی و تعاون است، انرژی همکاران را برای رسیدن به اهداف افزایش می دهد، از فسادهای آنچنانی نیز جلوگیری می کند، زیرا همگان در یک فرایند مشترک با آگاهی کامل پیش می روند و لذا لغزش ها به سادگی میسر نیستند و در کنار این ها با افزایش انرژی، احساس مسئولیت به کل فرایند نیز افزایش می یابد.

البته این نکات را نمی توان به طور کامل در یک بررسی اجمالی شرح داد و باید باور کرد که در دنیای جهانی شدن، گفتمان، شور، مشورت و دخالت دادن افراد در تصمیم ها برای پدید آوردن نوآوری  اجتناب ناپذیر است.

۴ ویژگی مهم مدیران مدرن

دنیای کسب و کار هر روز در حال تغییر و تحول است و به تبع آن کیفیت ها، عناصر و استاندارهای این فضا نیز تغییر می کند.

مدیران از جمله اقشار تاثیرگذار و بسیار مهم فضای کسب و کار هستند که اگر می خواهند از قافله تغییرات جا نمانند باید خود را با تغییرات روز منطق کنند.

دوره گذار مدیران از روش های سنتی به شیوه های مدرن فرا رسیده است و مدیری می تواند عنوان مدرن را برای خود به دست آورد که دارای ۴ ویژگی زیر باشد:

 

۱-هدایت کارمندان در مسیر پیشرفت

مدل های مدیریتی آینده همگی به دنبال از میان برداشتن موانع از سر راه کارمندان و کمک به پیشرفت آنان است. افراد در ذیل مدیریت به سمت و سوی قدرتمند ساختن و درگیر کردن کارمند در فضاهای گوناگون سوق داه می شوند.

مدل های سنتی مدیریت زمانی بر اساس ترس، دستور و کنترل بنا نهاده شد. در روش سنتی کارمندان کار می کردند تا مدیران پیشرفت کنند. اما دیگر این دوران به سر آمده و این روزها مدیران همه تلاش خود را می کنند تا مطمئن شوند، زمینه پیشرفت کارمندشان را فراهم کنند.

کارمندان بزرگترین سرمایه هر نهاد یا سازمانی هستند. در گذشته مدیر دستور پرش میداد و کارمند فقط می پرسید: چقدر؟! اما امروز مدیران به همراه کارمندان خود از روی موانع می پرند.

 

۲- درک درست از فناوری

درک درست از فناوری به معنای حرفه ای بودن در ریزترین و جزئی ترین مهارت های تکنولوژی یا حتا خبر داشتن از همه اخبار با تمام جزئیات نیست، بلکه بدین معناست که مدیر ارشد نیاز به درک فضا و چشم انداز فناوری دارد و باید بداند فناوری و پیشرفت های آن چه اثراتی می تواند در مسیر کار شرکتش داشته باشد.

این بدان معناست که مدیر باید اطلاعات کافی راجع به آنچه در فضای وب برای مشتریان اتفاق می افتد را بدست آورد و نسبت به اینکه چه فضاهای اجتماعی و مشارکتی در بهبود شرایط کاری خود و نهاد متبوعش تاثیرگذار است، درک درستی پیدا کند .

 

۳- همپای کارمندان بودن

یک زمانی بود که مدیران همینکه به کارمند میگفتند ما تو راحمایت مالی می کنیم، تو این پروژه را به سرانجام برسان، کارمند باید کلاهش را از خوشحالی به هوا می انداخت. اما حالا مدیران باید فراتر از تامین مالی و بودجه رسانی فکر کنند و خود نیز درگیر کار شوند.

آنها نیاز دارند که خود شخصا وارد گود شوند و از همان ابزاری استفاده کنند که وسیله دست کارمندان است.

تغییر و تکامل در مسیر یک کار بوجود نمی آید مگر زمانیکه مدیران همپای کارمندان خود حرکت کنند.

 

۴- اعتقاد به مشورت

مدیریت سنتی میگوید: مدیر باید در بالاترین جایگاه یک نهاد بنشیند، تمام اطلاعات را از همه جا بگیرد، خودش تصمیم را اتخاد کرده و به کارمندانش برای اجرا ابلاغ کند.

امروز اما اوضاع فرق دارد. مدیران دیگر حق خودمحوری ندارند و تصمیمات را جمعی می گیرند. مدیران امروز باید اطمینان حاصل کنند که کارمندانشان می توانند با هم در ارتباط باشند و به اطلاعات لازم دست یابند تا کار خود را هر چه که باشد، در هر شرایطی باشد و با هر وسیله ای که باشد، درست انجام دهند.

مدیران امروزه به جای جدا کردن کارمندان از پروژه ها با تکیه بر نظرات آنها، تصمیم های نهایی را می گیرند.

تکالیف تازه مودیان برای ارسال صورت معاملات فصلی از مهرماه ۱۳۹۵

با عنایت به بخشنامه شماره ۲۰۰/۹۵/۲۲ مورخ ۱۳۹۵/۰۳/۳۱، تغییراتی در تکالیف ارسال فهرست معاملات و نیز مودیان مشمول بالاخص از ابتدای مهرماه ۱۳۹۵ به بعد به عمل آمده که جهت آگاهی مودیان محترم مالیاتی به شرح زیر اعلام می‌گردد:

۱- ارسال اطلاعات از اول مهرماه سال ۱۳۹۵ کماکان به صورت فصلی و تا یک و نیم ماه پس از پایان هرفصل امکان پذیر می‌باشد ( از ابتدای فصل تا یک و نیم ماه پس از پایان فصل ). بدیهی است ارسال اطلاعات خارج از موعد مقرر مشمول جرائم متعلقه خواهد بود.

۲- با عنایت به حذف امکان ارسال اطلاعات فروش در گزارش امتناع وفق قانون مالیات‌های مستقیم اصلاحی مصوب ۱۳۹۵/۰۴/۳۱، از این پس در صورتی که فعالین اقتصادی در هنگام خرید کالا و یا خدمات از ارائه شماره اقتصادی خود به فروشنده خودداری نمایند، فروشنده امکان ارسال اطلاعات در قالب امتناع و یا دیگر گزارشات فهرست معاملات رانخواهد داشت.

۳- صرفاً در هنگام فروش کالا، خدمات و دارائی به مصرف‌کننده نهایی و اشخاص حقیقی مشمول ماده ۸۱ قانون مالیات‌های مستقیم و یا اشخاصی که مکلف به ثبت‌نام در نظام مالیاتی نمی‌باشند، الزامی به درج شماره اقتصادی خریدار در صورت‌حساب صادره نمی‌باشد.

۴- در هر صورت‌حساب خرید از اشخاص حقیقی تا میزان ۵% مبلغ حد نصاب معاملات کوچک موضوع تبصره یک ماده (۳) قانون برگزاری مناقصات، الزامی به درج شماره اقتصادی فروشنده در فهرست خرید نمی‌باشد. ۵% حدنصاب مذکور برای شش ماه دوم سال ۱۳۹۵ مبلغ ده میلیون ریال می‌باشد.

۵- در ارسال فهرست گزارش معاملات خرید توسط خریداران، الزامی به درج شماره اقتصادی فروشندگانی که ملزم به ثبت نام در نظام مالیاتی نیستند و یا اشخاص حقیقی مشمول ماده ۸۱ قانون مالیات‌های مستقیم نمی‌باشد.

۶- برای ارسال اطلاعات واردات و صادرات، درج شماره کوتاژ اظهارنامه گمرکی و کد گمرک ترخیص کننده و شماره اختصاصی اشخاص خارجی حسب مورد الزامی است.

۷- چنانچه معاملات انجام شده به صورت ارزی صورت پذیرفته باشد، باید مبالغ ارزی، نوع ارز، نرخ برابری ارز(نرخ ارز مورد معامله) و معادل ریالی معامله انجام شده در صورتحساب‌ها و اسناد درآمدی صادره و همچنین در فهرست معاملات ارسالی قید شود.

۸- وفق موارد مصرح در ماده (۲۷۴) قانون مالیات‌های مستقیم اصلاحی مصوب ۱۳۹۴/۰۴/۳۱، اخفای فعالیت اقتصادی و کتمان درآمد حاصل از آن، امتناع از انجام تکالیف قانونی مبنی بر ارسال اطالاعات مالی موضوع مواد (۱۶۹) و (۱۶۹) مکرر به سازمان امورمالیاتی کشور و واردکردن زیان به دولت با این اقدام، تنظیم معاملات و قراردادهای خود به نام دیگران، یا معاملات و قراردادهای مودیان دیگربه نام خود برخلاف واقع جرم مالیاتی محسوب می‌شود و مرتکب یا مرتکبان، حسب مورد به مجازات‌های مقرر در قانون موصوف محکوم می‌گردند.