مقدمه
آشنایی با حسابداری بازرگانی به انگلیسی برای حسابداران، دانشجویان، مدیران مالی و افرادی که با منابع تخصصی، نرمافزارهای مالی یا گزارشهای انگلیسی سروکار دارند اهمیت زیادی دارد. بسیاری از اصطلاحات مربوط به خرید، فروش، موجودی کالا، حسابهای دریافتنی و پرداختنی و صورتهای مالی در منابع حرفهای به زبان انگلیسی استفاده میشوند.
شناخت این واژهها فقط برای ترجمه متنهای حسابداری نیست. حسابدار باید بتواند مفهوم دقیق اصطلاح را نیز درک کند؛ زیرا ترجمه تحتاللفظی بعضی واژهها میتواند باعث برداشت اشتباه شود. برای مثال، Equity صرفاً به معنی «سرمایه» نیست و در گزارشگری مالی معمولاً مفهوم گستردهتر «حقوق صاحبان سهام» را دارد.
در این راهنما، مهمترین اصطلاحات حسابداری بازرگانی به انگلیسی را همراه با ترجمه فارسی، تعریف و کاربرد آنها بررسی میکنیم.
جدول پرکاربردترین اصطلاحات حسابداری بازرگانی به انگلیسی
| اصطلاح انگلیسی | اختصار | معادل فارسی |
|---|---|---|
| Assets | – | داراییها |
| Liabilities | – | بدهیها |
| Equity | – | حقوق صاحبان سهام |
| Revenue | – | درآمد |
| Expenses | – | هزینهها |
| Net Income / Net Profit | – | سود خالص |
| Accounts Receivable | AR | حسابهای دریافتنی |
| Accounts Payable | AP | حسابهای پرداختنی |
| Inventory | – | موجودی کالا |
| Cost of Goods Sold | COGS | بهای تمامشده کالای فروشرفته |
| Gross Profit | – | سود ناخالص |
| Sales | – | فروش |
| Purchases | – | خرید |
| Invoice | – | فاکتور / صورتحساب |

اصطلاحات پایه حسابداری به انگلیسی
پیش از ورود به واژههای تخصصی خرید و فروش، بهتر است چند اصطلاح پایه را بشناسیم که تقریباً در تمام شاخههای حسابداری استفاده میشوند.
Assets؛ داراییها
Assets به منابعی گفته میشود که واحد تجاری در نتیجه رویدادهای گذشته تحت کنترل دارد و انتظار میرود منافع اقتصادی از آنها حاصل شود.
نمونه داراییها میتواند شامل موارد زیر باشد:
- Cash — وجه نقد
- Bank — موجودی بانک
- Accounts Receivable — حسابهای دریافتنی
- Inventory — موجودی کالا
- Property, Plant and Equipment — داراییهای ثابت مشهود
مثال: اگر یک شرکت بازرگانی ۵۰۰ میلیون ریال کالا برای فروش در انبار داشته باشد، این موجودی بخشی از داراییهای شرکت محسوب میشود.
Liabilities؛ بدهیها
Liabilities تعهدات فعلی واحد تجاری هستند که تسویه آنها معمولاً موجب خروج منابع اقتصادی میشود.
نمونههای رایج:
- Accounts Payable — حسابهای پرداختنی
- Loans Payable — وامهای پرداختنی
- Taxes Payable — مالیات پرداختنی
- Salaries Payable — حقوق پرداختنی
Equity؛ حقوق صاحبان سهام
Equity به منافع باقیمانده صاحبان واحد تجاری پس از کسر بدهیها از داراییها گفته میشود.
رابطه پایه حسابداری را میتوان به شکل زیر نمایش داد:
Assets = Liabilities + Equity
یعنی:
داراییها = بدهیها + حقوق صاحبان سهام
Revenue؛ درآمد
Revenue به درآمد حاصل از فعالیتهای اصلی واحد تجاری گفته میشود. در یک شرکت بازرگانی، فروش کالا معمولاً یکی از مهمترین منابع Revenue است.
Expenses؛ هزینهها
Expenses مخارج یا کاهش منافع اقتصادی هستند که در فرآیند فعالیت واحد تجاری ایجاد میشوند و میتوانند شامل مواردی مانند هزینه اجاره، حقوق اداری، تبلیغات و خدمات باشند.
Net Income یا Net Profit؛ سود خالص
Net Income یا Net Profit سود نهایی واحد تجاری پس از در نظر گرفتن درآمدها و هزینههای دوره است.
در آموزش مقدماتی میتوان مفهوم آن را بهصورت ساده چنین بیان کرد:
Net Profit = Total Revenue − Total Expenses
البته ساختار دقیق صورت سود و زیان میتواند شامل سطوح مختلفی از سود، مانند سود ناخالص و سود عملیاتی باشد.
اصطلاحات خرید و فروش در حسابداری بازرگانی به انگلیسی
مهمترین بخش حسابداری بازرگانی به انگلیسی به اصطلاحات مربوط به خرید، فروش و گردش کالا مربوط میشود. این واژهها در ثبت معاملات روزمره شرکتهای بازرگانی بسیار پرکاربرد هستند.
Sales؛ فروش
Sales به فروش کالا یا در برخی کاربردها درآمد ناشی از فروش گفته میشود.
نمونه:
Sales Revenue = درآمد فروش
مثال انگلیسی: The company reported higher sales this month.
ترجمه: شرکت در این ماه فروش بیشتری گزارش کرد.
Purchases؛ خرید
Purchases به خرید کالا برای فروش مجدد اشاره دارد و در سیستم ادواری موجودی کالا معمولاً بهعنوان حساب مشخصی مورد استفاده قرار میگیرد.
در سیستم دائمی موجودی، خرید کالا معمولاً مستقیماً در حساب موجودی کالا ثبت میشود؛ بنابراین کاربرد حساب Purchases به نوع سیستم ثبت موجودی نیز بستگی دارد.
Cash Sales؛ فروش نقدی
Cash Sales به فروشی گفته میشود که وجه آن همزمان با معامله دریافت میشود.
مثال: The store recorded cash sales of $5,000.
ترجمه: فروشگاه مبلغ ۵,۰۰۰ دلار فروش نقدی ثبت کرد.
Credit Sales؛ فروش نسیه
Credit Sales زمانی رخ میدهد که کالا به مشتری فروخته میشود اما وجه آن در آینده دریافت خواهد شد.
در این حالت معمولاً برای فروشنده یک حساب دریافتنی ایجاد میشود.
نمونه رابطه:
Credit Sales → Accounts Receivable
Cash Purchases؛ خرید نقدی
Cash Purchases به خریدی گفته میشود که بهای آن در زمان معامله پرداخت میشود.
Credit Purchases؛ خرید نسیه
Credit Purchases به خرید کالا یا خدمات با پرداخت در آینده گفته میشود. در خرید نسیه معمولاً برای خریدار بدهی به تأمینکننده ایجاد میشود.
Credit Purchases → Accounts Payable
اصطلاحات برگشت و تخفیف در خرید و فروش
Sales Returns؛ برگشت از فروش
Sales Returns زمانی استفاده میشود که مشتری تمام یا بخشی از کالای خریداریشده را به فروشنده برگرداند.
Purchase Returns؛ برگشت از خرید
Purchase Returns به کالایی اشاره دارد که خریدار به دلیل نقص، مغایرت یا سایر شرایط مورد توافق به فروشنده بازمیگرداند.
Sales Discount؛ تخفیف فروش
Sales Discount میتواند به تخفیفی اشاره کند که فروشنده تحت شرایط مشخص به مشتری ارائه میدهد؛ برای مثال تخفیف بابت پرداخت زودتر از موعد.
Purchase Discount؛ تخفیف خرید
Purchase Discount تخفیفی است که خریدار از فروشنده دریافت میکند و نحوه ثبت آن به سیستم حسابداری و شرایط معامله بستگی دارد.
Trade Discount؛ تخفیف تجاری
Trade Discount معمولاً تخفیفی است که بر قیمت فهرست کالا اعمال میشود و میتواند براساس نوع مشتری، حجم خرید یا سیاست تجاری فروشنده تعیین شود.
اصطلاحات مربوط به موجودی کالا
در شرکتهای بازرگانی، موجودی کالا یکی از مهمترین اقلام صورت وضعیت مالی است و ارتباط مستقیمی با خرید، فروش و بهای تمامشده کالای فروشرفته دارد.
Inventory؛ موجودی کالا
Inventory در یک شرکت بازرگانی معمولاً به کالاهایی گفته میشود که با هدف فروش در جریان عادی فعالیت نگهداری میشوند.
برای آشنایی با اصول گزارشگری موجودیها در استانداردهای بینالمللی میتوان به استاندارد IAS 2 درباره موجودیها مراجعه کرد.
Merchandise Inventory؛ موجودی کالای تجاری
Merchandise Inventory اصطلاحی است که بهطور مشخص برای کالاهایی به کار میرود که شرکت آنها را برای فروش مجدد خریداری کرده است.
این اصطلاح در شرکتهای بازرگانی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا فعالیت اصلی چنین مجموعههایی خرید کالا و فروش مجدد آن است.
Beginning Inventory؛ موجودی اول دوره
Beginning Inventory ارزش موجودی کالا در ابتدای دوره حسابداری است.
Ending Inventory؛ موجودی پایان دوره
Ending Inventory ارزش موجودی کالای باقیمانده در پایان دوره است.
موجودی پایان یک دوره معمولاً موجودی ابتدای دوره بعد خواهد بود.
Cost of Goods Sold یا COGS؛ بهای تمام شده کالای فروش رفته
Cost of Goods Sold (COGS) به بهای کالاهایی گفته میشود که طی دوره به فروش رسیدهاند.
در یک شرکت بازرگانی و در یک مثال ساده با سیستم ادواری میتوان رابطه زیر را در نظر گرفت:
Beginning Inventory + Net Purchases − Ending Inventory = Cost of Goods Sold
یعنی:
موجودی اول دوره + خرید خالص − موجودی پایان دوره = بهای تمامشده کالای فروشرفته
این رابطه مربوط به ساختار ساده سیستم ادواری است و نحوه ثبت و محاسبه در سیستم دائمی متفاوت است.

Gross Profit؛ سود ناخالص در حسابداری بازرگانی
Gross Profit یا سود ناخالص یکی از شاخصهای مهم در بررسی عملکرد یک شرکت بازرگانی است.
رابطه ساده آن:
Net Sales − Cost of Goods Sold = Gross Profit
یعنی:
فروش خالص − بهای تمامشده کالای فروشرفته = سود ناخالص
برای مثال اگر فروش خالص یک شرکت ۱۰ میلیارد ریال و بهای تمامشده کالاهای فروختهشده ۷ میلیارد ریال باشد:
Gross Profit = 3,000,000,000 ریال
سود ناخالص به مدیر کمک میکند بررسی کند پس از کسر بهای کالاهای فروختهشده چه مقدار از فروش برای پوشش هزینههای عملیاتی و سایر اقلام باقی مانده است.
Accounts Receivable؛ حسابهای دریافتنی
Accounts Receivable (AR) مبالغی هستند که واحد تجاری باید از مشتریان یا سایر بدهکاران دریافت کند. در شرکت بازرگانی، فروش نسیه یکی از دلایل رایج ایجاد حساب دریافتنی است.
برای مثال اگر یک شرکت به مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال کالا بهصورت نسیه بفروشد، تا زمان وصول وجه، مبلغ مربوط در حساب دریافتنی منعکس میشود.
مثال انگلیسی: The company collected its accounts receivable from customers.
ترجمه: شرکت مطالبات خود را از مشتریان وصول کرد.
Accounts Payable؛ حسابهای پرداختنی
Accounts Payable (AP) مبالغی هستند که شرکت باید به تأمینکنندگان یا سایر بستانکاران پرداخت کند.
خرید نسیه کالا یکی از رایجترین دلایل ایجاد حساب پرداختنی در شرکتهای بازرگانی است.
مثال انگلیسی: The company paid its accounts payable on time.
ترجمه: شرکت حسابهای پرداختنی خود را در موعد مقرر تسویه کرد.
Trade Receivables و Trade Payables چه تفاوتی با AR و AP دارند؟
Trade Receivables به مطالباتی اشاره دارد که مستقیماً از فعالیت تجاری اصلی، مانند فروش نسیه کالا یا خدمات، ایجاد شدهاند.
Trade Payables نیز بدهیهایی هستند که مستقیماً از خرید تجاری کالا یا خدمات مرتبط با فعالیت اصلی شرکت ایجاد میشوند.
در مقابل، عبارات Accounts Receivable و Accounts Payable میتوانند در برخی ساختارهای حسابداری دامنه عمومیتری داشته باشند. به همین دلیل هنگام مطالعه گزارش مالی انگلیسی بهتر است به ماهیت حساب و نحوه ارائه آن توجه شود.
اصطلاحات صورتهای مالی در حسابداری بازرگانی به انگلیسی
برای درک گزارشهای مالی شرکتهای بازرگانی، شناخت اصطلاحات مربوط به صورتهای مالی اهمیت زیادی دارد. این واژهها در گزارشهای مدیریتی، صورتهای مالی و منابع آموزشی بینالمللی بسیار پرکاربرد هستند.
Statement of Financial Position؛ صورت وضعیت مالی
Statement of Financial Position نامی است که در استانداردهای بینالمللی برای صورت وضعیت مالی استفاده میشود. اصطلاح Balance Sheet نیز همچنان بسیار رایج است.
این صورت مالی وضعیت داراییها، بدهیها و حقوق صاحبان سهام واحد تجاری را در یک تاریخ مشخص نشان میدهد.
مثال انگلیسی: The statement of financial position shows the company’s assets and liabilities at year-end.
ترجمه: صورت وضعیت مالی، داراییها و بدهیهای شرکت را در پایان سال نشان میدهد.
Income Statement؛ صورت سود و زیان
Income Statement گزارشی است که درآمدها و هزینههای واحد تجاری را طی یک دوره مشخص نشان میدهد و نتیجه عملکرد مالی را در قالب سود یا زیان مشخص میکند.
در برخی منابع ممکن است با عبارت Statement of Profit or Loss نیز مواجه شوید.
Statement of Cash Flows؛ صورت جریان وجوه نقد
Statement of Cash Flows جریانهای ورود و خروج وجه نقد را طی یک دوره نشان میدهد.
این صورت معمولاً جریانهای نقدی را در سه گروه اصلی بررسی میکند:
- Operating Activities — فعالیتهای عملیاتی
- Investing Activities — فعالیتهای سرمایهگذاری
- Financing Activities — فعالیتهای تأمین مالی
شناخت این گزارش به مدیران کمک میکند تفاوت میان سود حسابداری و جریان واقعی وجه نقد را بهتر درک کنند.
اصطلاحات سود و عملکرد مالی به انگلیسی
Gross Profit؛ سود ناخالص
Gross Profit حاصل کسر بهای تمامشده کالای فروشرفته از فروش خالص است.
Net Sales − Cost of Goods Sold = Gross Profit
Gross Margin؛ حاشیه سود ناخالص
Gross Margin معمولاً سود ناخالص را بهصورت درصدی از فروش خالص نشان میدهد.
فرمول ساده آن:
Gross Margin = Gross Profit ÷ Net Sales × 100
برای مثال اگر فروش خالص یک شرکت ۱۰ میلیارد ریال و سود ناخالص آن ۳ میلیارد ریال باشد:
Gross Margin = 30%
این نسبت برای مقایسه عملکرد دورههای مختلف یا بررسی سودآوری فروش کالاها کاربرد دارد.
Operating Profit؛ سود عملیاتی
Operating Profit سود حاصل از فعالیتهای عملیاتی واحد تجاری پس از در نظر گرفتن هزینههای عملیاتی است.
این شاخص کمک میکند عملکرد فعالیت اصلی کسبوکار مستقل از برخی اقلام غیرعملیاتی بررسی شود.
Net Profit؛ سود خالص
Net Profit یا Net Income نتیجه نهایی عملکرد مالی پس از در نظر گرفتن درآمدها، هزینهها و سایر اقلام مربوط به دوره است.
Operating Expenses؛ هزینههای عملیاتی
Operating Expenses هزینههایی هستند که برای اداره فعالیت روزمره کسبوکار ایجاد میشوند اما بخشی از بهای کالای فروشرفته محسوب نمیشوند.
نمونهها میتوانند شامل موارد زیر باشند:
- Administrative Expenses — هزینههای اداری
- Selling Expenses — هزینههای فروش
- Advertising Expenses — هزینه تبلیغات
- Rent Expense — هزینه اجاره
- Salary Expense — هزینه حقوق
Working Capital؛ سرمایه در گردش
Working Capital یا سرمایه در گردش یکی از مفاهیم مهم در تحلیل وضعیت کوتاهمدت شرکت است.
در تعریف ساده:
Working Capital = Current Assets − Current Liabilities
یعنی:
سرمایه در گردش = داراییهای جاری − بدهیهای جاری
این شاخص میتواند در ارزیابی توان شرکت برای مدیریت تعهدات کوتاهمدت مورد استفاده قرار گیرد.
Inventory Turnover؛ گردش موجودی کالا
Inventory Turnover نشان میدهد موجودی کالا در یک دوره چند بار به فروش رفته و جایگزین شده است.
یکی از فرمولهای رایج:
Inventory Turnover = Cost of Goods Sold ÷ Average Inventory
این نسبت باید در کنار نوع فعالیت، شرایط بازار و سیاست نگهداری موجودی تحلیل شود؛ بنابراین بالا یا پایین بودن آن بهتنهایی برای قضاوت درباره عملکرد کافی نیست.
Receivables Turnover؛ گردش حسابهای دریافتنی
Receivables Turnover نشان میدهد شرکت در طول دوره با چه سرعتی مطالبات خود را وصول کرده است.
در تحلیل دقیق، معمولاً فروش نسیه خالص و متوسط حسابهای دریافتنی مورد توجه قرار میگیرند.
این شاخص برای شرکتهایی که حجم قابل توجهی فروش نسیه دارند اهمیت بیشتری دارد.
Days Sales Outstanding یا DSO چیست؟
Days Sales Outstanding (DSO) شاخصی برای برآورد متوسط زمان وصول مطالبات ناشی از فروش است.
DSO بالاتر میتواند نشان دهد وصول مطالبات زمان بیشتری میبرد، اما تفسیر آن باید با سیاست اعتباری شرکت، صنعت و شرایط فروش مقایسه شود.

اصطلاحات اسناد تجاری در حسابداری بازرگانی به انگلیسی
در فعالیتهای بازرگانی علاوه بر حسابها و صورتهای مالی، اسناد مختلفی نیز میان خریدار و فروشنده مبادله میشوند. شناخت واژههای مرتبط با این اسناد برای مطالعه منابع انگلیسی و کار با سیستمهای بینالمللی اهمیت دارد.
Invoice؛ فاکتور یا صورتحساب
Invoice سندی است که اطلاعات مربوط به فروش کالا یا ارائه خدمت، مبلغ، تعداد، شرایط پرداخت و سایر جزئیات معامله را نشان میدهد.
باید توجه داشت که کاربرد اصطلاح Invoice در منابع بینالمللی لزوماً با تعریف حقوقی و فنی «صورتحساب الکترونیکی» در مقررات مالیاتی ایران یکسان نیست.
Purchase Order؛ سفارش خرید
Purchase Order (PO) سندی است که خریدار برای سفارش کالا یا خدمات به فروشنده صادر میکند و معمولاً شامل اطلاعاتی مانند نوع کالا، مقدار، قیمت توافقشده و شرایط تحویل است.
Purchase Order با Invoice یکسان نیست؛ اولی معمولاً برای ثبت و اعلام سفارش استفاده میشود و دومی سند مربوط به صورتحساب معامله است.
Credit Note؛ اعلامیه بستانکاری
Credit Note سندی است که فروشنده معمولاً برای کاهش مبلغ بدهی مشتری صادر میکند؛ برای مثال در شرایطی مانند برگشت کالا، اصلاح مبلغ یا اعطای اعتبار.
نحوه استفاده و ثبت این سند میتواند براساس رویه حسابداری و مقررات محل فعالیت متفاوت باشد.
Debit Note؛ اعلامیه بدهکاری
Debit Note سندی است که برای اعلام افزایش مبلغ بدهی یا ثبت برخی تعدیلات مورد استفاده قرار میگیرد. کاربرد دقیق آن ممکن است براساس سیستم تجاری و حسابداری متفاوت باشد.
Receipt؛ رسید
Receipt معمولاً مدرکی برای تأیید دریافت وجه یا کالا است.
این واژه را نباید با Revenue به معنی درآمد اشتباه گرفت.
Freight-In و Freight-Out چه معنایی دارند؟
Freight-In؛ هزینه حمل خرید
Freight-In به هزینه حمل مربوط به ورود کالای خریداریشده اشاره دارد.
نحوه انعکاس این هزینه در حسابداری به شرایط معامله و استاندارد یا رویه حسابداری مربوط بستگی دارد. در شرایط مربوط، مخارجی که برای رساندن موجودی به مکان و وضعیت فعلی آن انجام میشوند میتوانند در بهای موجودی لحاظ شوند.
Freight-Out؛ هزینه حمل فروش
Freight-Out معمولاً به هزینه ارسال کالا برای مشتری پس از فروش اشاره دارد و از نظر ماهیت با هزینه حمل خرید متفاوت است.
اصطلاحات تخفیف در حسابداری بازرگانی
در منابع انگلیسی چند نوع تخفیف ممکن است با واژههای متفاوت بیان شوند و شناخت تفاوت آنها اهمیت دارد.
| اصطلاح | ترجمه | کاربرد کلی |
|---|---|---|
| Trade Discount | تخفیف تجاری | کاهش قیمت فهرست براساس شرایط تجاری |
| Sales Discount | تخفیف فروش | تخفیفی که فروشنده در شرایط مشخص ارائه میکند |
| Purchase Discount | تخفیف خرید | تخفیفی که خریدار از فروشنده دریافت میکند |
| Cash Discount | تخفیف نقدی | تخفیف مرتبط با پرداخت در شرایط یا زمان مشخص |
اختصارات پرکاربرد حسابداری بازرگانی به انگلیسی
بسیاری از واژههای حسابداری بازرگانی به انگلیسی در گزارشها و نرمافزارها به شکل اختصاری نوشته میشوند.
| اختصار | عبارت کامل | معادل فارسی |
|---|---|---|
| AR | Accounts Receivable | حسابهای دریافتنی |
| AP | Accounts Payable | حسابهای پرداختنی |
| COGS | Cost of Goods Sold | بهای تمامشده کالای فروشرفته |
| PO | Purchase Order | سفارش خرید |
| DSO | Days Sales Outstanding | متوسط دوره وصول مطالبات |
| EPS | Earnings Per Share | سود هر سهم |
| ROE | Return on Equity | بازده حقوق صاحبان سهام |
| CapEx | Capital Expenditure | مخارج سرمایهای |
| OpEx | Operating Expenditure / Operating Expenses | مخارج یا هزینههای عملیاتی |
EPS؛ سود هر سهم
Earnings Per Share (EPS) یا سود هر سهم نشان میدهد چه میزان از سود قابل انتساب به سهام عادی، به هر سهم مربوط میشود.
در محاسبه دقیق EPS، موضوعاتی مانند سود منتسب به سهامداران عادی و میانگین موزون تعداد سهام عادی طی دوره اهمیت دارند؛ بنابراین نمیتوان در همه شرایط آن را فقط با تقسیم ساده سود خالص بر تعداد سهام پایان دوره محاسبه کرد.
ROE؛ بازده حقوق صاحبان سهام
Return on Equity (ROE) یکی از نسبتهای تحلیل مالی است که رابطه سود با حقوق صاحبان سهام را بررسی میکند.
در تحلیلهای مالی معمولاً از متوسط حقوق صاحبان سهام طی دوره برای محاسبه دقیقتر استفاده میشود.
ROE باید در کنار سایر شاخصهای مالی و ساختار سرمایه شرکت تحلیل شود.
CapEx و OpEx چه تفاوتی دارند؟
Capital Expenditure یا CapEx؛ مخارج سرمایهای
Capital Expenditure (CapEx) به مخارجی گفته میشود که برای تحصیل، ایجاد یا بهبود داراییهای بلندمدت انجام میشوند و در صورت احراز شرایط مربوط، بهعنوان دارایی شناسایی میشوند.
هر هزینه تعمیر یا نگهداری، CapEx محسوب نمیشود. هزینههای عادی تعمیر و نگهداری معمولاً باید براساس ماهیت خود بهعنوان هزینه دوره بررسی شوند.
Operating Expenditure یا OpEx؛ هزینههای عملیاتی
OpEx به مخارج جاری فعالیتهای روزمره کسبوکار اشاره دارد که معمولاً در همان دوره بهعنوان هزینه شناسایی میشوند.
تفکیک CapEx و OpEx برای گزارشگری مالی، بودجهبندی و تحلیل عملکرد اهمیت دارد.
چطور اصطلاحات حسابداری انگلیسی را بهتر یاد بگیریم؟
حفظ کردن فهرستی طولانی از واژهها معمولاً بهترین روش یادگیری نیست. اصطلاحات زمانی بهتر در ذهن میمانند که همراه با مفهوم و کاربرد واقعی یاد گرفته شوند.
برای یادگیری بهتر میتوانید این روش را دنبال کنید:
- ابتدا معنی فارسی اصطلاح را یاد بگیرید.
- تعریف حسابداری آن را مطالعه کنید.
- یک مثال واقعی برای آن پیدا کنید.
- اختصار اصطلاح را در صورت وجود یاد بگیرید.
- واژه را در یک جمله انگلیسی به کار ببرید.
- اصطلاحات مرتبط را بهصورت گروهی مرور کنید.
برای مثال بهتر است Accounts Receivable را همراه با Credit Sales و Collection یاد بگیرید؛ زیرا این سه مفهوم در فرآیند فروش نسیه و وصول مطالبات به یکدیگر مرتبط هستند.
نمونه چند جمله کاربردی حسابداری به انگلیسی
| جمله انگلیسی | ترجمه فارسی |
|---|---|
| The company purchased goods on credit. | شرکت کالا را بهصورت نسیه خریداری کرد. |
| The customer paid the outstanding balance. | مشتری مانده بدهی خود را پرداخت کرد. |
| Ending inventory was lower than beginning inventory. | موجودی پایان دوره کمتر از موجودی اول دوره بود. |
| Gross profit increased during the year. | سود ناخالص طی سال افزایش یافت. |
| The company collected its trade receivables. | شرکت مطالبات تجاری خود را وصول کرد. |
| Accounts payable must be settled next month. | حسابهای پرداختنی باید ماه آینده تسویه شوند. |
شناخت اصطلاحات انگلیسی چه کمکی به حسابدار بازرگانی میکند؟
آشنایی با اصطلاحات انگلیسی بهتنهایی کسی را به حسابدار حرفهای تبدیل نمیکند، اما میتواند دسترسی به منابع تخصصی را سادهتر کند.
این دانش در موارد زیر کاربرد دارد:
- مطالعه کتابها و مقالات حسابداری انگلیسی
- درک صورتهای مالی انگلیسی
- کار با برخی نرمافزارهای مالی بینالمللی
- مطالعه استانداردهای بینالمللی
- درک گزارشهای حسابرسی یا مالی انگلیسی
- ارتباط با شرکتها و تأمینکنندگان خارجی در محیطهای بینالمللی
- شرکت در دورهها و آزمونهای تخصصی حسابداری
در کنار شناخت این اصطلاحات، آشنایی عملی با فرآیندهای خرید، فروش، موجودی، دریافت و پرداخت نیز برای حسابدار بازرگانی ضروری است. برای آشنایی بیشتر با راهکارهای این حوزه میتوانید صفحه حسابداری بازرگانی یاس سیستم را نیز بررسی کنید.
سوالات متداول درباره حسابداری بازرگانی به انگلیسی
Accounts Receivable به فارسی چیست؟
Accounts Receivable به معنی «حسابهای دریافتنی» است و به مبالغی اشاره دارد که واحد تجاری باید از مشتریان یا سایر بدهکاران دریافت کند.
Accounts Payable یعنی چه؟
Accounts Payable به معنی «حسابهای پرداختنی» است و معمولاً بدهیهای شرکت به تأمینکنندگان یا سایر بستانکاران را نشان میدهد.
COGS مخفف چیست؟
COGS مخفف Cost of Goods Sold و به معنی «بهای تمامشده کالای فروشرفته» است.
Inventory در حسابداری چه معنایی دارد؟
Inventory به معنی موجودی است. در یک شرکت بازرگانی معمولاً به کالاهایی اشاره دارد که برای فروش در جریان عادی فعالیت نگهداری میشوند.
Equity به معنی سرمایه است؟
ترجمه دقیقتر Equity در حسابداری «حقوق صاحبان سهام» است. سرمایه میتواند یکی از اجزای حقوق صاحبان سهام باشد، اما این دو اصطلاح کاملاً یکسان نیستند.
Balance Sheet به فارسی چیست؟
Balance Sheet همان اصطلاح شناختهشده «ترازنامه» است. در ادبیات جدیدتر گزارشگری مالی، عبارت Statement of Financial Position یا «صورت وضعیت مالی» نیز بسیار رایج است.
Gross Profit و Net Profit چه تفاوتی دارند؟
Gross Profit یا سود ناخالص پس از کسر بهای تمامشده کالای فروشرفته از فروش خالص به دست میآید. Net Profit یا سود خالص پس از در نظر گرفتن سایر درآمدها و هزینههای دوره محاسبه میشود.
جمعبندی
شناخت حسابداری بازرگانی به انگلیسی زمانی کاربرد واقعی دارد که کاربر فقط ترجمه واژهها را حفظ نکند و مفهوم آنها را در فرآیند خرید، فروش، موجودی، دریافت، پرداخت و گزارشگری مالی نیز درک کند.
اصطلاحاتی مانند Accounts Receivable، Accounts Payable، Inventory، Sales، Purchases، Cost of Goods Sold و Gross Profit از مهمترین واژههایی هستند که حسابدار بازرگانی بهطور مداوم با آنها مواجه میشود.
در کنار این واژهها، شناخت اصطلاحات مربوط به صورتهای مالی، اسناد تجاری، نسبتهای مالی و اختصارات رایج نیز مطالعه منابع انگلیسی و درک گزارشهای مالی بینالمللی را سادهتر میکند.
بهترین روش یادگیری این اصطلاحات، مطالعه همزمان ترجمه، تعریف حسابداری و مثال کاربردی است. با این روش، واژهها از یک فهرست حفظی به بخشی از زبان حرفهای حسابداری تبدیل میشوند.














